کاریزمای راسپوتین – پادکست اسطوره ارتباط چشمی و جذبه شخصیت

پادکست کاریزمای راسپوتین – اسطوره تبدیل کاریزمای فردی به کاریزمای اجتماعی

در این پادکست از سلسله مباحث پرورش شخصیت کاریزماتیک تلاش می‌کنیم مفهوم جذبه شخصیت تولید شده از طریق ارتباط عمیق چشمی را بررسی کنیم و چه نمونه‌ای بهتر از کاریزمای راسپوتین ؛ راهب روسی ابتدای قرن 20 از سیبری. او عضو فرقه صوفی‌منشی بود که فکر می‌کردند تنها راه رستگاری، گناه کردن است! پیش از هر چیزی باید تاکید کنیم هدف از بررسی کاراکتر راسپوتین سرمشق گرفتن نیست. به یاد داشته باشیم مدلسازی با کپی کردن تفاوت دارد.

سرمشق گرفتن از شخصیت راسپوتین و کارهایش عاقبت خوشی برایتان نخواهد داشت؛ هدف از بررسی کاراکتر او مدلسازی تقویت جذبه شخصیت است، فقط همین!

چنانچه از تلفن همراه دارای سیستم IOS استفاده می‌فرمایید و پادکست را مشاهده نمی‌کنید اینجا کلیک کنید.

ابعاد کاریزمای راسپوتین و تفاوت جذبه و جاذبه

جذبه به معنای کشیده شدن با جاذبه به معنای کشاندن تفاوت دارد. جذبه کششی است که بر مخاطب غلبه می‌کند اما جاذبه به معنای برخورداری از نیروی جذب – مانند آهنربا – الزاما بر مخاطبین غلبه نمی‌کند. جذبه به معنای توانایی کاستن از آگاهی محیطی مخاطبین و تقویت توجه متمرکز است. جذبه شخصیت، میزان تلقین‌پذیری مخاطبین را افزایش می‌دهد و آن‌ها را در حالت پذیرش ناخودآگاه قرار می‌دهد. ما ممکن است به موضوع جذابی گرایش داشته باشیم اما همچنان آگاهانه در مورد آن تصمیم بگیریم. در حالیکه، فردی که از جذبه برخوردار است اساسا از پرده پندار و آگاهی ما گذر کرده و به ناخودآگاهمان نفوذ می‌کند.

آهنگ راسپوتین و افسانه راسپوتین

اغلب نسل‌های جدید در دنیای مدرن شبکه‌های اجتماعی -مخصوصا تیک‌تاک- راسپوتین را با آهنگ معروفی از گروه موسیقی بانی اِم به نام Ra Ra Rasputin می‌شناسند. بانی ام در دهه هفتاد میلادی در اروپا بسیار معروف بود و سرنوشت خواننده آهنگ راسپوتین بخشی جاودان از افسانه کاریزمای راسپوتین است. ظاهرا بابی فارل تنها خواننده مرد این گروه، اساسا هیچ‌ کدام از آهنگ‌های ضبط شده را نخوانده بود!

کاریزمای راسپوتین

پس از انحلال گروه بانی ام، بابی فارل که هیچ حقوقی از فروش آلبوم‌ها و ابزارهای تبلیغاتی نداشت دچار فقر شدیدی شد و با کمک تامین اجتماعی هلند زندگی می‌کرد. پس از چندی متوجه شد مدیر گروه که آهنگساز و خواننده واقعی گروه بود حقوق کپی رایت گروه بانی ام را در برخی کشورها ثبت نکرده است. بنابراین بابی فارل فرصت یافت برخی اجراهای تک نفره از آهنگ‌های معروف گروه داشته باشد.

با توجه به اینکه آهنگ راسپوتین یکی از 5 آهنگ معروف بانی ام بود، همیشه توسط بابی فارل اجرا می‌شد. گویی بابی فارل مسئول زنده نگهداشتن افسانه کاریزمای راسپوتین بوده است. در سال 2010 پس از آخرین اجرایش به عنوان خواننده‌ نسل قدیم، در هتل محل اقامتش سکته قلبی و فوت کرد. دقیقا به تاریخ 30 دسامبر در شهر سنت پترزبورگ روسیه. همان تاریخی که راسپوتین کشته شد و در همان شهر!

راسپوتین چگونه کشته شد

امروزه باور پذیرفته شده در قتل راسپوتین به نقش داشتن سرویس جاسوسی MI6 انگلستان در توطئه برای کشتن راسپوتین گرایش دارد[1]. پیش از پاسخ به این که راسپوتین چگونه کشته شد می‌بایست به انگیزه اصلی این ترور اشاره کنیم. راسپوتین مخالف حضور روسیه در جنگ جهانی اول بود و با استفاده از کاریزمای فردی خود تزار را به خروج از درگیری تشویق می‌کرد. با توجه به نفوذی که کاریزمای راسپوتین بر دربار تزار داشت و شکست‌های تحقیرآمیز روس‌ها در برابر پروس (آلمان‌ها) احتمال این امر هر روز قوت می‌یافت.

تصور اینکه روس‌ها با خروج از جبهه شرقی جنگ جهانی اول، توان نظامی دولت پروس را برای نبرد در جبهه غربی با انگلستان و فرانسه آزاد کند برای متفقین خوف‌آور بود. تاکتیک درگیر کردن آلمانی‌ها در هر دو جبهه شرق و غرب اروپا که در جنگ جهانی دوم هم تکرار شد تنها روش قطعی شکست آلمان‌ها به شمار می‌رفت.

ردپای سرویس جاسوسی سلطنتی انگلستان در مرگ استالین هم کاملا پذیرفته شده است[2]. بی‌دلیل نیست پوتین -رئیس جمهور فعلی روسیه- تا حدی به امنیت خود اهمیت می‌دهد که حتی در سفرهایش دستشویی شخصی به همراه می‌برد. ظاهرا غربی‌ها برای از میان برداشتن افراد کاریزماتیک مخالفشان از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کنند.

افسانه راسپوتین

بسیاری از نکاتی که درباره رفتارهای غیراخلاقی راسپوتین بر سر زبان‌ها افتاده صرفا تبلیغات مخالفانش و سرویس‌ جاسوسی MI6 است. تبلیغات منفی درباره افسانه راسپوتین به لحاظ روش‌شناسی شباهت بسیاری به تبلیغات دول متفقین درباره هیتلر دارد؛ یعنی شایعات تحقیرآمیز درباره افراد کاریزماتیک. البته این مطلب که خود راسپوتین با رفتارهای نامتعارفش که از تفکرات صوفی‌گرایانه‌اش سرمنشا می‌گرفت، در تقویت این افسانه‌ها بی‌تقصیر نبود قابل انکار نیست. گرچه استفاده از لفظ تقصیر یا خطا برای سرزنش کسی که راه رستگاری را گناهکاری می‌دانست تاثیر چندانی ندارد.

نکته عجیب در مورد راسپوتین و کاریزمای فردی او این است که از گزارشات پلیس مخفی روسیه که به صورت مداوم راسپوتین را زیر نظر داشت – اما در شبی که راسپوتین کشته شد غایب بود! – نمی‌توان هیچ نتیجه‌ای در رد شایعات و یا پذیرفتن آنها گرفت. گزارش کالبد شکافی راسپوتین گم شد و جسدش در جایی نامعلوم به خاک سپرده شد یا به روایتی به آتش کشیده شد. تنها موضوع مورد توافق همه درباره کاریزمای راسپوتین – مانند هیتلر – ارتباط چشمی عمیق و غیرعادی او بود.

ارتباط چشمی

اساسا ارتباط چشمی عمیق از ویژگی‌های شخصیت کاریزماتیک است. همانطور که در فایل صوتی این پادکست می‌شنوید پیش نیاز ارتباط چشمی تاثیر‌گزار، پذیرفتن خود و خاموش کردن دفاع‌های ذهنی مانند انکار و توجیه است. برخلاف آنچه در سراسر اینترنت می‌یابیم مانند آنکه ابتدا به یک چشم سپس به چشم بعدی و بعد هم لب‌های طرف نگاه کنیم ( و همه نوع سیگنال متناقض مخابره کنیم!) در این پادکست یک تمرین کاربردی براساس مدلسازی رفتار شخصیت کاریزماتیک برای تقویت ارتباط چشمی ارائه شده است.

جهت تسلط بر ابعاد شخصیت کاریزماتیک پکیج صوتی پرورش شخصیت کاریزماتیک را اینجا ببینید.

[1] Fuhrmann, Joseph T. (2012). Rasputin: The Untold Story. Wiley. ISBN 978-1-118-23985-8.

[2] Service, Robert (2004). Stalin: A Biography. London: Macmillan. ISBN 978-0-333-72627-3.

این پست دارای 2 نظر است

  1. حمید سوری

    آقای بیداویسی عزیز بی شک رشد فردی در این مهارت ها در کنار تکنیک های آموزشی شما و تمرین های مداوم است که خود را نشان می دهد و به منصه ظهور می رسد.

    1. امیر بیداویسی

      درود بر شما
      صحیح می‌فرمایید.
      از قضا به همین دلیل برنامه وبینارهای پرورش شخصیت کاریزماتیک را به صورت ماهیانه برگزار می‌کنیم که هم مطالب یادآوری شوند و هم فرصت تمرین و ممارست به وجود بیاد. بلکه از انباشت بدون استفاده اطلاعات پیشگیری کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید