بخش سوم از سری مهارت های فوق سری : زیر زبان کسی را کشیدن

مهارت های فوق سری

در ادامه مبحث مهارت های فوق سری در این مقاله بخش سوم زیر زبان کسی رفتن و حرف کشیدن ماهرانه را می‌خوانیم. بخش نخست این مقاله را از اینجا و بخش دوم آن را از اینجا ببینید. چنانچه بخش‌های پیشین را مطالعه کرده‌اید می‌بایست بدانید باید آن ها را در موقعیت‌های متفاوتی تمرین کنید تا روش مناسب اجرای هر کدام را بیابید. اکنون به تاکتیک نهم از سری حرف کشیدن به شیوه مهارت های فوق سری می‌پردازیم.

تاکتیک 9 یک دستی زدن در سری مهارت های فوق سری: تاییدیه شخص ثالث

سناریوی ما این است: شما مشکوک‌اید یکی از پرسنل وظایفش را بر عهده فرد دیگری می‌گذارد. اکنون این تاکیتک را در چند مرحله باید به کار برید تا از قضیه سردربیاورید. بالاخره قرار نیست حقوق مفتی  به کسی بدیم، نه؟

مرحله 1. از قول شخص ثالث آشکارا مخاطب را متهم کنید!

می‌توانید به این شکل شروع کنید «فلانی ، آقای … به من گفته که از کار کردن به جای شما خسته شده چون تو کاراتو انجام نمی‌دی» اکنون باید ببینید فرد خاطی در صدد تخریب شخصیت شخص ثالث برمی‌آید یا فقط از خود دفاع می‌کند.

مرحله 2. برای اینکه به زیر پوست متهم بروید اینگونه ادامه دهید «شوخی می‌کنی؟ من فکر می‌کنم بهتره با آقای … صحبت کنی و موضوع را براش توضیح بدی» سپس ببینید آیا طعمه را می‌بلعد؟ کسی که بی‌گناه است نمی‌خواهد چیزی را برای شخص دیگری توضیح دهد چون اصلا خطایی نکرده است.

مرحله 3. آخرین فرصت را برای دفاع بدهید. «باشه اما مطمئنی؟» در این مرحله، هرگونه تعلیل و تردیدی به احتمال زیاد نشانه‌ای از گناهگاری است؛ زیرا در تلاش برای سنجش گزینه‌های خود به چند ثانیه زمان نیاز دارد.

به طور کلی در این تاکتیک می‌خواهیم ببینیم گناهکار موضوع را به صورت یک استثنا نشان می‌دهد یا کلا حاشا می‌کند. بیان اینکه «یک بار یک استثنا رخ داده» و یا اینکه «هرگز چنین نشده» برایتان راهگشای یافتن واقعیت است.

تاکتیک یک دستی زدن شماره 10: واکنش زنجیره‌ای

سناریو: شما مشکوکید چند نفر از کارمندانتان از فروشگاه سرقت می‌کنند! اجرای این تاکتیک احتمالا یکی از اساسی‌ترین مهارت های فوق سری است. می‌بایست مانند زنجیره فعل و انفعالات هسته‌ای آن را با دقت اجرا کنید. جذابیت این تاکتیک این است که نه تنها متهم در فشار اعتراف قرار می‌گیرد بلکه ممکن است گناهکار اصلی را لو دهد.

مرحله 1. صحنه‌چینی کنید. در جلسات جداگانه با کارمندان، به آنها اطلاع دهید که می‌خواهید مسئولی برای برنامه ضد سرقت داخلی برای کارخانه یا فروشگاه انتخاب کنید. بدون آنکه به افراد فرصت تماس با یکدیگر را بدهید مرحله دوم را برای هر کدام اجرا کنید.

مرحله 2. شوک خنده‌دار: «ما به دنبال کسی هستیم که می دونه سرقت‌ها چطوری انجام می‌شن. حالا نگران نباش، شما به دردسر نمی‌افتی. در واقع ما خیلی وقته در مورد اون قضیه می‌دونستیم.» با خنده ادامه دهید «اما بیشتر علاقه مند بودیم ببینیم چقدر کاربلدی! کاملا چشمگیر بود. به هر حال، ما احساس می‌کنیم که چون شما می‌دونید که چطور میشه اون کار و انجام داد پس لابد بلدی چطور میشه برای جلوگیری ازش اقدام کرد. پس تصمیم گرفتیم شما رئیس کمیته ضد سرقت بشی. البته این پیشنهاد عجیبیه، اما این موقعیت هم غیر معموله»

مرحله 3. جلب اعتماد: «می‌دونی، بقیه تو جلسه گفتن که شما از صحبت در این‌باره می‌ترسی. اما اونا اشتباه می‌کردن، حرف من درست بود.» به دنبال نشانه‌های تردید در رفتار او باشید اگر او گناهکار باشد، گزینه‌های خود را برای لحظاتی بررسی می‌کند. این زمان یکی دو ثانیه طول می‌کشد. در این فرصت اندک حتما مردمک چشمش را دور حدقه چشمش خواهد چرخاند. اما فرد بی‌گناه گزینه‌ای برای سنگین و سبک کردن ندارد زیرا جاخورده است. علائم تعجب و شوکه شدن را در زبان بدن او کنترل کنید. فقط فرد گناهکار خود را در دوراهی اعتراف و حاشا می‌بیند.

تاکتیک یک دستی زدن شماره 12: صبر کن تا این را بشنوی!

این تاکتیک به خوبی عمل می‌کند، زیرا به جای تفکر منطقی، تفکر احساسی را به دروغگو تحمیل می‌کند. یعنی با ایجاد این حس که او تنها نیست از احساس گناهکاری‌اش می‌کاهد و با کمی عصبانیت و یا کنجکاوی جایگزین آن می‌شود. به علاوه، او فکر می‌کند که با شما در حال تبادل اطلاعات است‌. این حالت بهتر از آن است که اعتراف کند و یا اطلاعاتی را در عوض هیچی به شما بدهد.

نمونه: «دلیل این که این سوالات را از شما می‌پرسم اینه که کارهایی و انجام دادم که مایه شرمندگیه. می‌تونم درک کنم که چرا ممکنه فلان کار را انجام داده باشی. درواقع به نوعی من تقریبا راحت شدم. حالا من هم خیلی احساس بد بودن نمی‌کنم». طرف را کنجکاو کنید بخواهد بداند چه کار بدی کرده‌اید. اما اصرار کنید که اول او بگوید و به پافشاری ادامه دهید تا زبان بگشاید.

تاکتیک شماره 11: نوبت شماست!

فرض کنیم شما در فروشگاه کامپیوتر کار می‌کنید. روزی یک مشتری، پرینتری را برای تعویض می‌آورد و ادعا می‌کند که فقط چند ساعت قبل آن را خریداری کرده است. رسید خرید و پرینتر را که مجددا در جعبه اصلی بسته بندی شده است تحویل می‌دهد. پس از بررسی محتویات متوجه می‌شوید که قطعه مهم، گران و قابل تعویض دستگاه در آن وجود ندارد، به همین دلیل هم هست که پرینتر کار نمی‌کند. در اینجا از بیان موضوع به مشتری دو جواب احتمالی دریافت می‌کنید. یکی دفاعی و یکی تهاجمی:

جواب 1. «این همانی بود که من گرفتم خبر از قطعه ندارم.»

جواب 2. “چی؟ شما پرینتر ناقص به من فروختید؟ من دو ساعت وقتم و هدر دادم که این کار کنه؟»

سوال: کدامیک از دو واکنش باورپذیرتر است؟

قضاوت کنید و در بخش دیدگاه این مقاله نظرتان را بنویسید!

نکات تکمیلی در یک دستی زدن

چگونه حرف راست را بدون مواجهه و دعوا از کسی بیرون می‌کشید؟  هنگام یه دستی زدن، برای انتقال حس صداقت و راستی در پیام خود، از تکنیک‌های زیر استفاده کنید:

  • نگاهتان را ندزدید.
  • از حرکات دست برای تأکید بر پیام خود استفاده کنید.
  • از حركاتی استفاده كنيد كه مكمل و سازگار با کلام هستند. 
  • بدون قوز کردن راست بایستید و یا بنشینید. زیرا به همه کاریزمای خود نیاز دارید.
  • با تاکید بی‌جا شروع نکنید «حقیقتا به شما بگم …» و یا «صادقانه بگم …»
  • پشت میز قایم نشوید. سرتان را عقب نکشید و به سمت طرف متمایل شوید.

به یاد داشته باشید دروغگوها برای اعتراف به انگیزه‌ای نیاز دارند. تاثیر انگیزه اعتراف باید فوری، روشن، خاص و متقاعد کننده باشد. نمی‌شود به کسی بگویید چه چیزی با حقیقت به‌دست می‌آورد بلکه می‌بایست انگیزه اعتراف برای او واقعی باشد. یعنی به صورتی که بتواند طعم و مزه آن را احساس کند، برایش ملموس باشد، ببیند و بشنود. به او اجازه دهید لذت بردن از صداقت را تجربه کند و رنج ادامه به دروغگویی را تجربه نماید.

تا جایی که می‌توانید بسیاری از حواس او را درگیر کنید، به ویژه حواس بصری، شنوایی و عاطفی. تصاویری برای او ایجاد کنید تا ببیند، صدایی برایش ایجاد کنید تا بشنود و احساساتی که تقریبا می‌تواند احساس کند. شما می‌خواهید این تجربه را تا حد ممکن برایش واقعی سا‌زید. به نوبت نکات مثبت و سپس منفی را بشمارید و در نهایت گزینه‌ای برای انتخاب ارائه کنید.

این پست دارای یک نظر است

  1. فرگل محجوب مقدس

    سلام، خیلی کاربردیه البته فکر کنم کمی تمرین لازمه. ممنون از مطالب خوبتون

دیدگاهتان را بنویسید

شانزده − 7 =